غربتنامه
خدایا مرا آن ده که مرا آن به...
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
و دایم برای تو
که جز اینم عزیزی نیست...
+
نوشته شده در
Mon 11 May 2009
ساعت 22:59 توسط |
با غزلها طی کن این ابیات غربتنامه را
بلکه شاید حس کنی چون یک حقیقت نامه را
آنقدر این روزگار تلخ زجرم داده که
می توانم پرکنم صدها شکایتنامه را
مانده ام اهل کجایی هی تو را خط می زنم
باکدامین لهجه بنویسم برایت نامه را؟!
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
پیوندها
زمزمه دل تنگی
غریبانه های تنهایی من
فردایی میسازم زیباتر زامروز
نامه های بی نشانی
در حوالی روزهای بارانی
BLOGFA.COM